هيچگاه ويترينی نداشتهام٬ تا دلم را در آن به نمايش بگذارم. در قامت يک فروشنده دورهگرد عاشق تو شدم. از اين روست که تمام خيابانهای شهر٬ عشق مرا میشناسند حال٬ در قامت يک ديوانه دوستت میدارم و تمام ديوانههای شهر مرا میشناسند ...
نوشته شده توسط تنها در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 ساعت 11:40 | موضوع: